طبق گزارش سازمان جهانی آب وضعیت ایران همچنان در سی سال آینده وخیم خواهد ماند

یکی از اتفاقات معمول دهه های اخیر مقایسه آماری و جدولی ایران با کشورهای دیگر و نتیجه گیری های نادرستی است که عموماً جنبه رسانه ای داشته و کاربرد علمی و عملی نمی یابد.

یکی از این موارد بحران آب و مصرف آن در ایران است و سیستم رسانه ای بارها با مقایسه حجم و سرانه مصرف ایرانیان با متوسط مصرف جهانی یا مصرف کشورهای اروپای شمالی؛ به این نتیجه رسیده که کلید حل مشکل تنها کم مصرف کردن و یا درست مصرف کردن آب توسط شهروندان است؛ به این ترتیب با افتادن توپ در زمین شهروندان بار مسئولیت متولیان امر کاهش می‌یابد.

در این نوشتار سعی در موشکافی این موضوع شده است.


طبق گزارش سازمان جهانی آب حدود ۹۷ درصد آب موجود در جهان آب شور و غیرقابل شرب است. از سه درصد باقیمانده ۲.۵ درصد شامل یخ های قطبی گردیده که غیرقابل مصرف بوده و تنها نیم درصد آب جهان برای بیش از هفت میلیارد نفر جمعیت زمین قابل مصرف است. بخش اعظم آب شیرین موجود را مخازن آب زیرزمینی و سپس بارندگی، دریاچه ها و رودخانه ها را تشکیل می دهند.

در آخرین گزارش های موجود وضعیت آب در کشور ایران در ناحیه قرمز یعنی زیر ۵۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر در سال است. این شرایط برای کشور آلمان و انگلیس بین ۴ تا ۱۰ هزار مترمکعب و برای حوزه اسکاندیناوی بیش از ۱۰ هزار مکعب است. بر طبق این گزارش ها مصرف سرانه آب ایران شامل ۹۲ درصد کشاورزی، یک درصد صنعتی و حدود ۷ درصد خانگی است که روی هم رفته مصرف آب هر ایرانی در همه بخش ها شامل ۱۳۰۶ مترمربع است.

طبق آمار جهانی برای تولید هر کیلو گوشت گوساله نزدیک ۱۶ هزار لیتر، هر تخم مرغ ۲۰۰ لیتر و هر دانه سیب معمولی ۷۰ لیتر آب مصرف می‌شود، باید با بررسی مشابه برای ایران، میزان آب مصرفی برای هر وعده غذایی را محاسبه کرد.

به بیان دیگر میزان سرانه مصرف آب شیرین هر نفر ایرانی روزانه ۲۵۰ لیتر مصرف خانگی، ۳۵ لیتر صنعتی و حدود ۳۳۰۰ لیتر کشاورزی است. همین آمار برای کشور آلمان ۳۹۱۵ مترمکعب برای هر نفر در سال ۲۰۰۷ بود که با تقسیم آن به ۱۶ درصد مصرف خانگی و ۸۴ درصد صنعتی؛ معادل روزانه ۱۷۱ لیتر خانگی و ۹۰۰ لیتر صنعتی می‌شود (با توجه میزان بارندگی در آلمان، مصرف کشاورزی قابل صرف نظر است).

آمار مصرف روزانه هر آلمانی طبق آخرین بررسی به ۱۲۷ لیتر در روز در سال ۲۰۱۴ رسیده است.

مصرف سرانه خانگی:

میزان مصرف خانگی هر ایرانی به نسبت اروپای شمالی و مرکزی بسیار بالاست. این میزان مصرف البته دلایل متعددی دارد که شامل مشکلات فنی و فرهنگی می شود. اشکالات فنی در مصرف روزانه شامل ایرادات فنی در ماشین آلات ظرف شویی و لباسشویی، ایراد یا سایز بزرگ فلاش تانک ها، نوع حمام گرفتن و وسواس در شستشوی بدن و البسه و وسواس یا عدم دقت در شستشوی دستی ظرف و اتومبیل است. آب شیرین در این مراحل به فاضلاب تبدیل می شود که طبق اطلاعات موجود بیش از ۷۵ درصد آن بدون تصفیه در چاه های جذبی، رودخانه ها یا زمین های کشاورزی رها می شود.

 

مصرف صنعتی:

مصرف صنعتی در ایران خیلی کمتر از متوسط جهانی و البته بسیار کمتر از آلمان است. برعکس آنچه ادعا می شود این نه به دلیل استفاده بهینه در این بخش، بلکه به این دلیل است که تولیدات صنعتی ایران بسیار کمتر از آلمان است.

علاوه بر این، در کشورهای اروپای شمالی و مرکزی تمامی کارخانه ها موظف به تصفیه فاضلاب صنعتی بوده یا بایستی آن را تا اولین تصفیه خانه صنعتی هدایت و هزینه تصفیه آن را بپردازند. در ایران بر طبق آخرین بررسی ها بیش از شصت درصد فاضلاب صنعتی بدون تصفیه رها می شود.

مصرف کشاورزی:

مصرف آب کشاورزی ایران بسیار زیاد و شامل ۹۲ درصد آب شیرین موجود است. این مورد البته تنها و تنها به اشکالات جدی کشاورزی و باغداری در کشور برمی گردد که می تواند ناشی از سیستم غیراصولی آبیاری و همچنین عدم تناسب محصول با اقلیم باشد.

آبی که به مصرف کشاورزی می رسد برای اینکه دوباره به آب زیرزمینی قابل مصرف تبدیل شود چرخه‌ای بسیار طولانی را باید طی کند، از این حفر چاه های بیشتر و عمیقتر، سفره های آب زیرزمینی ایران را تخلیه و آسیب را بیشتر خواهد کرد

باید توجه داشت که در دهکده جهانی امروز بهترین روش تولید در یک منطقه، تولید محصولاتی است که می توانند با کمترین هزینه بیشترین بازدهی را داشته باشد و البته در یک سیستم سیال بازار می توان محصولات دیگر را وارد نمود. عامل تعیین کننده دیگر نوع حمل ونقل از زمین کشاورزی تا سفره خانوار است.

به عنوان مثال اگر برای تولید ده کیلو گوجه به دو مترمکعب آب نیاز داشته باشیم، در چرخه برداشت، بسته بندی، حمل به میدان و سپس حمل به فروشگاه و فروش به مشتری به ندرت بیش از ۳۰ درصد محصول یا سه کیلوگرم بر سفره خانوار قرار خواهد گرفت و الباقی با اینکه تولید شده اما در این چرخه تخریب گردیده است. در این چرخه البته نوع و روال و سلیقه غذایی شهروندان نیز نقش اساسی بازی می کند.

نکته مهم دیگر میزان بارندگی سالانه در ایران است که در پرباران ترین شهرها (رامسر) به حدود ۴۷۰ لیتر در مترمربع می رسد و در بسیاری از نقاط ایران ازجمله سیستان و بلوچستان و هرمزگان صفر است. حال آنکه در اروپای مرکزی و شمالی این عدد بین ۶۰۰ تا ۲۰۰۰ لیتر در هر مترمربع است که نیاز بخش کشاورزی و دامداری را تأمین می کند.

اما چه چیزی سبب می شود در کشورهای پربارانی همچون انگلیس یا آلمان، مصرف کاهش یابد؟

اصل اول فرهنگ سازی در اهمیت منابع آبی جهان و کشور است و اصل دوم محاسبه قیمت و نرخ تبدیل آب به فاضلاب و بالعکس. بین ۸۰ تا ۹۰ درصد آب مصرفی خانواده تبدیل به پساب یا فاضلاب می شود.

در کشورهای صنعتی هزینه تصفیه آب، تصفیه فاضلاب و بازگشت آن را به طبیعت از مصرف کننده دریافت می شود. این سیاست ضمن بهبود وضعیت فاضلاب به کاهش میزان مصرف خانگی انجامیده که در کنار سیاست های فرهنگی و اجتماعی نقش جدی در کاهش مصرف سرانه بازی می کند.

طبق گزارش سازمان جهانی آب وضعیت ایران همچنان در سی سال آینده وخیم خواهد ماند و عدم توجه به سیاست های کلان آب و فاضلاب، کشور را دچار اختلالات جدی خواهد نمود.

این موضوع نیازمند فرهنگ سازی گسترده در مصرف خانگی، بهبود کیفیت لوازم خانگی شیرآلات، بهره گیری از سامانه ها و مطالعات نوین در حوزه فاضلاب صنعتی، ساخت و بهسازی تصفیه خانه‌های فاضلاب برای تکمیل چرخه آب در کشور و همچنین تغییر نگاهی جدی به نوع محصول و روش تولید محصولات کشاورزی و دامی است؛ حتی یک روز اهمال می تواند خسارات زیادی را در آینده به شهروندان تحمیل کند.